و باز در توصيف اين عصر از آن حضرت روايت شده است:

در آن زمان وبا شيوع پيدا مي كند، كارها از طريق پرداخت رشوه انجام مي گيرد و ارزش و اعتبار دين به شدت تنزل مي يابد و در مقابل دنيا در نظر مردم بسيار ارزشمند مي شود. [7]

و همچنين مي فرمايند:

زماني بر امت من مي آيد كه در آن زمان دلهاي آنها پليد و آلوده شده و در مقابل ظاهرشان به طمع دنيا آراسته مي گردد، به آنچه در پيشگاه خداوند است دل نمي بندد ، كار آنان ريا و تظاهر است، خوف از خدا در دل آنان راه نمي يابد ... خداوند دعاهاي آنان را مستجاب نمي كند. [8]

پرواضح است همانگونه كه امام صادق (ع) فرمودند در چنين شرايطي اهل باطل بر اهل حق چيره مي شوند و منكر و بديها به صورت آشكار در سطح جامعه مشاهده مي شود و كسي جرأت نهي كردن از آن را پيدا نمي كند. اگر كسي به مرتكب منكر اعتراض كند همه به طرفداري از او برمي خيزند و افراد فاسق در ارتكاب به كارهاي ناپسند روز به روز گستاخ تر مي شوند و بر اين كار تشويق مي گردند.

در مقابل، پيروان حق، خوار و كوچك شمرده مي شوند. [9]

چه بايد كرد؟

اگر اوضاع جهان و افكار و عقايد و اخلاق توده هاي مردم، در دوره غيبت امام(ع) اغلب رو به انحطاط خواهد بود پس چه بايد كرد؟ آيا تلاش براي دينداري و حاكميت بخشي به ارزشهاي ديني كاري عبث و بيهوده است ؟ در نتيجه ما نيز همانند برخي مفسران ناصواب انتظار كه معتقدند در دوره غيبت بايد از هر گونه كار اصلاحي خودداري كنيم بايد فقط منتظر باشيم تا امام (ع) خود ظهور كنند و اوضاع را به سامان برسانند؟!...

حقيقت اين است كه چنين تفكري با روح تعاليم اسلامي منافات دارد، چون اولاً در هيچ مقطعي از تاريخ احكام و قوانين اسلامي تعطيلي نمي پذيرند ثانياً بر طبق مجموعه رهنمودهاي اولياي الهي ، ما مسئوليت زمينه سازي براي ظهور را از طريق عمل به تعاليم اسلامي بر عهده داريم؛ يعني نه تنها جايز نيست كه از انجام تكاليف ديني ذره اي كوتاهي كنيم بلكه با توجه به مشكلات دوره غيبت و شرايط خاصي كه در اين دوره پيش مي آيد به مراتب بيشتر و دقيقتر از دوران حضور علي امام (ع) بايد به انجام وظيفه بپردازيم و در برخي روايات به اين حقيقت تصريح شده است تا آمادگي لازم فكري و اعتقادي و اجتماعي در توده هاي مردم فراهم نشود و ياران با ايمان و شجاع و مخلص تربيت نشوند زمينه براي ظهور فراهم نخواهد شد.

بنابراين آن دسته از روايات كه از سختيها و نابسامانيهاي دوران غيبت سخن به ميان مي آورند با هدف ايجاد انگيزه بيشتر براي پايبندي به احكام و هشدار نسبت به حل نشدن در وقايع اين كار را انجام مي دهند.

و از قضا، در رواياتي كه از مؤمنان دوران سخت غيبت سخن به ميان آمده است از آنها با اوصاف بسيار نيكويي ياد شده است ؛ از جمله پيامبر اكرم (ص) مي فرمايند:

هر يك از آنان (مومنان واقعي دوره غيبت) اعتقاد و دين خويش را با هر سختي حفظ مي كنند چنان كه گويي درختان خار مغيلان را در شب تاريك با دست پوست مي كنند يا آتش پر دوام را با دست نگاه مي دارند. [10]

معلوم مي شود آنها با توجه به اين قبيل از روايات، علاوه بر افزودن بر تلاش و كوشش، با موانع و مشكلات نيز آشنا مي شوند و پيشاپيش آمادگيهاي لازم را در خود ايجاد مي كنند و درنتيجه در سخت ترين پيشامدها بر ايمان و عقايد خود پاي مي فشارند و در حد توان به زمينه سازي ظهور كمك مي نمايند. امام سجاد(ع) در توصيف مومنان عصر غيبت مي فرمايند: مردم زمان غيبت مهدي (ع) كه به امامت آن حضرت پاي بندند و همواره در حال انتظار ظهور به سر مي برند از مردم همه زمانها برترند، زيرا خدا چنان درك و فهم و نيروي تشخيص آنان را قوت مي بخشد كه غيبت نزد آنان همانند زمان ظهور باشد... آنان به حق اخلاص ورزانند... [11]

انسان دين دار عصر غيبت كه دسترسي عادي به امام زمان (عج) ندارد بر اساس درك عقلي و تهذيب اخلاق و انديشه به يقين والايي دست مي يابد و همواره به دفاع از احكام و عقايد ديني مي پردازد و اين در شرايطي است كه اغلب مردم در زرق و برق و لذات مادي خود را غرق ساخته اند و به احكام و ارزشهاي ديني و فضيلت هاي انساني بي توجه شده اند.

امام صادق (ع) مي فرمايد:

پيامبر (ص) و علي (ع) فرمودند ياعلي ! بزرگترين مردمان در ايمان و يقين كساني هستند كه در آخر الزمان زندگي مي كنند ، آنها پيامبرشان را نديده اند و امامشان در غيبت به سر مي برد، با اين همه آنان از روي علوم و معارف و كتابهايي كه در اختيار دارند ايمان آورده و در ايمان خود پايداري مي ورزند... [12] بنابراين يكي از راههاي مهم در امان ماندن از فتنه هاي آخر الزمان ،عمل به وظايف ديني و وظايف و مسئوليتهاي مربوط به دوران غيبت است كه به طور خلاصه اين وظايف عبارتند از :

- تلاش براي شناخت بيشتر امام عصر (ع)

- خودسازي و تهذيب نفس

- انتظار فرج امام زمان (ع)

- سعي در اصلاح وضع جامعه

- حفظ و تحكيم پيوند معنوي با امام عصر (ع)

- پيروي از نائبان امام زمان (ع)

- ...

پي نوشت:

- اصول كافي ، ج 1 ، صص 6 و 335.

- همان.

- كتاب الغيبه ، ص 104

- همان ، ص 235.