حکم به ضعف حديث

حديث «مدينه علم» ضعيف و سست است، و لذا از جعليات به حساب مي‏آيد، گرچه ترمذي آن را نقل کرده است.[1] .

پاسخ:

اوّلاً: سابقاً اشاره کرديم به اين‏که حديث صحيح بوده و از استفاضه و شهرت برخوردار است، بلکه حتي مي‏توان ادعاي تواتر آن را نمود. و يحيي بن معين و ديگران آن را تصحيح کرده‏اند.

مزّي و عسقلاني در ترجمه اباصلت عبدالسلام بن صالح هروي، از قاسم بن عبدالرحمن انباري، و او از اباصلت هروي، و او از ابومعاويه، و او از اعمش، از مجاهد از ابن عباس نقل کرده که رسول خداصلي الله عليه وآله فرمود: «انا مدينة العلم و عليّ بابها فمن اراد العلم فليأت بابه». آن‏گاه قاسم مي‏گويد: از يحيي بن معين درباره اين حديث سؤال کردم، گفت: صحيح است.[2] .

سيوطي مي‏گويد: خطيب در تاريخش از يحيي بن معين نقل کرده که از او درباره حديث ابن عباس (حديث مدينه علم) سؤال شد؟ گفت: اين حديث صحيح است.[3] .

اين مضمون از مناوي نيز نقل شده است.[4] .

شوکاني در مقام جواب به مناقشه در «حديث مدينه علم» مي‏گويد: «از يحيي بن معين درباره اين حديث سؤال شد، او گفت: صحيح است».[5] .

ترجمه يحيي بن معين

و اما اين‏که يحيي بن معين کيست؟ عموم علماي اهل سنت او را توثيق کرده‏اند: نووي در ترجمه او مي‏گويد: «او امام اهل حديث در زمان خود و مورد اعتماد در حديث است... و بر امامت و توثيق و حفظ و جلالت و پيشتازي او و تخصّصش در علم حديث اتفاق است...».[6] .

ابن خلکان او را حافظ مشهور، امام، عالم، حافظ و متقن معرفي کرده است، او از صاحبان جرح و تعديل بوده که بزرگان ائمه حديث؛ امثال بخاري و مسلم و ابوداوود از او روايت کرده‏اند.[7] .

ذهبي مي‏گويد: «يحيي بن معين؛ او امام، حافظ، فهيم، شيخ محدّثين و... است. ابن ابي حاتم مي‏گويد: از پدرم درباره يحيي سؤال شد؟ گفت: او امام است. نسائي گفته: ابوزکريا - يحيي بن معين - يکي از امامان در حديث و ثقه مأمون است.[8] .

ذهبي نيز در کتاب «تذکرة الحفّاظ»،[9]  «العبر في خبر من غبر»[10]  و «الکاشف»[11]  او را توثيق کرده و شديداً مورد مدح و ستايش قرار داده است.

جالب توجه اين‏که يحيي بن معين کسي است که خود ابن تيميه اعتراف به جلالت قدر و بزرگي منزلت و مقام علمي او داشته است، و لذا او را مرجع در تمييز بين صدق و کذب راوي برشمرده است.[12] .

ولي تعجب اينجا است که چگونه به تصحيح «حديث مدينه علم» از ناحيه يحيي بن معين توجهي نکرده است.

ابن تيميه در جايي ديگر از کتابش يحيي بن معين را از جمله امامان اهل سنت برشمرده که داراي خبرويّت و شناخت تامي به اقول پيامبر و احوال صحابه و تابعين و تابعين تابعين که از آن‏ها علم و حديث نقل شده، دانسته است....[13] .

و نيز در جايي ديگر مي‏گويد: «يحيي بن معين از جمله کساني است که خبرويّت او کامل شد و معرفت زيادي به حال پيامبرصلي الله عليه وآله و حديث او دارد، و لذا هر چه را که تصحيح کرده، درست است، و بايد در امر تمييز بين صدق و کذب حديث نسبت به آراي او تسليم بود».[14] .

و نيز از روايان حديث «مدينه علم» احمد بن حنبل است. او کسي است که ابن تيميه در شأن او گفته: «او از غير ثقه نزد خودش روايت نقل نمي‏کند. او هرگز روايتي را که مي‏داند از کذّاب است، روايت نمي‏کند. و روايات کذّابين را که معروف به تعمّد در کذبند هرگز نقل نمي‏کند».[15] .

ثانياً: ابن تيميه در کلماتش اعتراف دارد به اين‏که ترمذي حديث «مدينه علم» را نقل کرده است.

ترمذي کسي است که کتاب «الجامع الصحيح» او از صحاح سته نزد اهل سنت به حساب مي‏آيد، و لذا کتاب او را بسيار مورد مدح و ستايش قرار داده‏اند، خود ابن تيميه نيز در مواضع بسياري از کتابش به احاديث ترمذي اعتماد کرده است.[16] .

ثالثاً: از جمله کساني که حديث «مدينه علم» را نقل کرده و آن را تصحيح نموده است، ابوجعفر محمّد بن جرير طبري است. او اين حديث را در کتاب «تهذيب الآثار» نقل کرده و بعد از اثبات آن حکم به صحّتش نموده است، همان‏گونه که سيوطي در «جمع الجوامع» به آن اشاره نموده است.

محمّد بن جرير طبري کسي است که ابن تيميه علما را امر به رجوع به او و امثال او در فراگيري سنت پيامبرصلي الله عليه وآله و تحقيق مناط احکام و تنقيح و تفريع احکام نموده است... و حتي او را از امامان معصوم از اهل بيت نيز اعلم دانسته است.

رابعاً: از جمله کساني که حديث «مدينه علم» را نقل کرده و آن را تصحيح نموده است حاکم نيشابوري است.

[1] منهاج السنة، ج 4، ص 138.

[2] تهذيب الکمال، ترجمه اباصلت؛ تهذيب التهذيب، ج 6، ص 319.

[3] جمع الجوامع.

[4] فيض القدير، ج 3، ص 47.

[5] الفوائد المجموعة، شوکاني، ص 349.

[6] تهذيب الاسماء و اللغات، ج 1، ص 156.

[7] وفيات الاعيان، ج 6، ص 139.

[8] سير اعلام النبلاء، ترجمه يحيي بن معين.

[9] تذکرة الحفّاظ، ج 2، ص 429.

[10] العبر في خبر من غبر، ترجمه يحيي بن معين.

[11] الکاشف، ج 2، ص 358.

[12] منهاج السنة، ج 4، ص 10.

[13] منهاج السنة، ج 4، ص 84.

[14] همان، ج 4، ص 252.

[15] همان، ج 4، ص 15.

[16] منهاج السنة، ج 4، ص 238.

 

جعلي بودن حديث

ابن جوزي بعد از نقل حديث «مدينه علم» اکثر طرق آن موضوع مي‏داند.[1] .

پاسخ:

تعجّب است که چگونه ابن تيميه به تضعيفات ابن جوزي تمسک کرده، در حالي که او و کتابش به نام «الموضوعات» نزد بزرگان علماي اهل سنت از درجه اعتبار ساقط است. ولي به تصحيح يحيي بن معين توجهي نکرده است.

از جمله کساني که او را در جرح و تعديل تضعيف کرده و او را متخصص و قابل براي اين کار ندانسته‏اند سيوطي در «طبقات الحفاظ»[2] . و «اللآلي المصنوعة»[3]  و ابن کثير در «الباعث الحثيث»[4]  است.

[1] منهاج السنة، ج 4، ص 138.

[2] طبقات الحفّاظ، ص 478.

[3] اللآلي المصنوعة، ج 1، ص 2.

[4] الباعث الحثيث، ص 75.