علت واقعي تضعيف فضايل

ابن قتيبه در کتاب «الاختلاف في اللفظ» به علت واقعي تضعيف فضايل حضرت علي‏عليه السلام اشاره کرده مي‏گويد: «چون آن‏ها يعني علماي اهل سنّت غول رافضه را در حقّ علي و تقديم او به صحابه و ادعاي مشارکت او با پيامبرصلي الله عليه وآله در نبوّت و علم غيب بر امامان از اولاد او را از آنان مشاهده کردند... و از طرف ديگر مشاهده نمودند که چگونه آنان بهترين سلف را دشنام داده و نسبت به آن‏ها بغض داشته و تبري مي‏جويند، لذا در صدد مقابله برآمده و در حقّ علي غلو کردند، به اين نحو او را تأخير انداخته و از حقش مرحوم نمودند و در سخنانشان او را ناسزا گفتند، گرچه به ظلم خود نسبت به حضرت تصريح نکردند و با ريختن خونه‏هايي بدون حق از او و نسبت همکاري دادن به او بر قتل عثمان بر او تعدي کردند. و با جهل خود او را از امامان هدايت بيرون کرده و در زمره امامان فتنه‏گر داخل نمودند. او را مستوجب اسم خلافت ندانستند؛ زيرا مردم در خلافت او اختلاف داشتند ولي اين عنوان را بر يزيد قرار دادند چون مردم در او اجماع داشتند و کساني که يزيد را بدون خير ذکر مي‏کردند متهم ساختند. و بسياري از محدثان از نقل فضايل‏او - کرم اللَّه وجه - يا از اظهار آنچه بر او ثابت است اجتناب کردند، در حالي که تمام اين احاديث داراي سندهاي صحيح بوده است. و فرزندش حسين‏عليه السلام را خارجي که وحدت مسلمانان را بر هم زده معرفي کرده و خون او را حلال نمودند. و بين او و اهل شوري يکسان قرار دادند....

و در مقابل مشغل به جمع فضايل جعلي عمرو بن عاص و معاويه شدند و هدف اصلي آنان از اين کار تحت الشعاع قرار دادن فضايل علي‏عليه السلام بود. و هر گاه کسي مي‏گفت: علي برادر رسول خداصلي الله عليه وآله و پدر دو سبط رسول، حسن و حسين است چهره‏ها از غضب برافروخته و چشم‏ها درهم کشيده و کينه سينه‏ها تازه مي‏گشت. و نيز هر گاه کسي حديث پيامبرصلي الله عليه وآله: «من کنت مولاه فعليّ مولاه» و حديث «انت منّي بمنزلة هارون من موسي» و امثال آن‏ها را ياد مي‏کرد، آن‏ها احاديث جعلي ديگران را مي‏خواند تا از مقام حضرت علي‏عليه السلام کاسته و حقّ او را کتمان نمايند.

و اين به جهت بغض بود که نسبت به رافضه داشته که به سبب آن با علي‏عليه السلام کاري کردند که او مستحق آن نبود، و اين کار جهل است».[1] .

اين در حالي است که هر آنچه شيعيان در حقّ حضرت علي‏عليه السلام مي‏گويند عين حقّ و حقيقت است و براي آن ادله‏اي از قرآن و سنت اقامه مي‏کنند، ولي از آنجا که با عقايد آن‏ها سازگاري ندارد به غلو نسبت مي‏دهند. و اين به تصريح برخي از منصفان اهل سنت مهم‏ترين سبب در تضعيف فضايل حضرت علي‏عليه السلام است.[2] .

عبداللَّه بن احمد بن حنبل از پدرش درباره حضرت علي‏عليه السلام و معاويه سؤال کرد؟ او در جواب گفت: «بدان اي فرزندم! علي کسي بود که دشمنان بي‏شماري داشت، آنان هر چه گشتند تا نقص در او بيابند پيدا نکردند، لذا به سراغ کسي رفتند که با او جنگ کرده و به قتال برخاسته است و از آن جهت که با علي‏عليه السلام دشمن بودند در صدد مدح و بزرگ جلوه دادن معاويه برآمدند».[3]  کسي که چنين وضعيتي دارد چگونه فضايل حضرت علي را قبول کرده يا آن‏ها را تصحيح مي‏کند، در حالي که قلب‏هاي بسياري از حافظان حديث را از اهل سنت مملوّ از بغض حرت علي و اولاد اوعليهم السلام است.

 

[1] الاختلاف في للفظ، ابن قتيبه، ص 47و48.

[2] فتح الملک العليّ، ص 155.

[3] پيشين.