97 - خيانت معاويه نسبت به امام حسن - عليه السّلام -
معاويه ، امام حسن - عليه السّلام - را به صلح دعوت كرد. امام حسن - عليه السّلام - هم چاره اى جز صلح با وى نداشت ، چون زيان صلح كمتر از جنگ با وى ،ومحذورش نيز سهل تر بود.چنانكه در مقدمه كتاب : ((صلح الحسن )) تأ ليف دانشمند عاليقدر شيخ راضى آل ياسين ، به تفصيل توضيح داده ايم (701) .
بويژه بعد از آنكه معاويه در صلحنامه همه شروط امام حسن - عليه السّلام - را پذيرفت ، و خود او آن را آغاز كرد و در عراق و شام آن را بر ملا ساخت . بسيارى از مورّخان ؛ مانند طبرى (702) و ابن اثير(703) روايت نموده اند كه معاويه نامه سفيد مهر كرده اى براى امام حسن - عليه السّلام - فرستاد، و جداگانه به وى نوشت كه هر چه مى خواهى در اين نامه كه پاى آن را مهر كرده ام ، شرط كن كه آن را مى پذيرم .
سپس نامه و صحيفه سفيد مهر كرده را به وسيله عبداللّه عامر براى امام حسن - عليه السّلام - فرستاد. ولى امام حسن - عليه السّلام - نخواست شروط صلح به خط خود او باشد. ازين رو آن را بر عبداللّه عامر املاء كرد و عبداللّه همانطور كه امام حسن - عليه السّلام - مى فرمود، مى نوشت .
معاويه همه شروط را با خط خود نوشت ، و پاى آن را مهر كرد، و پيمانهاى مؤ كّد و وعده هاى محكمى داد كه همه آن را معمول دارد، سپس ‍ همه رؤ ساى شام را بر آن گواه گرفت . آنها نيز پاى عهدنامه را مهر كردندو به وسيله عبداللّه عامر براى امام حسن - عليه السّلام - فرستاد(704) .
معاويه صلحنامه را با اين عبارت ختم كرد: ((بر معاوية بن ابى سفيان است كه با رعايت عهد و پيمان خدا و هر چه را خدا از بندگانش پيمان گرفته است ، تعهدات خود را عمل نمايد)).
ولى معاويه به كوچك شمردن پيمانهاى الهى نزديكتر بود تا به عمل كردن بر وفق آن ! به همين جهت تمام پيمانها و وعده هاى خود را زير پا نهاد ودر مقابل امام حسن و امام حسين - عليهما السّلام - در مسجد كوفه - كه مملو از مردم بود و صلح را جشن گرفته بودند - به على - عليه السّلام - و امام حسن - عليه السّلام - دشنام داد!
معاويه با اين عمل زشت ، خواست مردم كوفه را ذليل كند، بلكه مى خواست دين و پيغمبر و خداى جهان را حقير شمارد. ولى امام حسن - عليه السّلام - با همه صبرى كه داشت نتوانست اين وقاحت را تحمل كند و پس از سخنان معاويه ، به منبر رفت و چيزى براى او باقى نگذاشت ، آنچه شايسته حق و اهل حق بود و موجب خوارى باطل و اهل باطل بود به زبان آورد(705) .
به دنبال آن ، معاويه سياست خود را با هر عمل كه مخالف كتاب و سنت بود، از قبيل كشتن افراد پاك سرشت ، و بى احترامى نسبت به نواميس ‍ مسلمين و غارت اموال مردم ، و به زندان افكندن آزادگان ، مقرون ساخت .
افراد اصلاح طلب را آواره ساخت و مفسدان را به كار گماشت و برخى را وزراى دولت خويش قرار داد؛ مانند عمرو عاص ، و مغيرة بن شعبه ، ابن سعيد، بسر بن ارطاة ، و سمرة بن جندب ، ابن سمط و مروان حكم ، مارمولك پسر مارمولك ، پسر مرجانه (عبيداللّه زياد)، وليد بن عقبه و زياد بن سميه كه او را از پدرش نفى كرد و به پدر خودش ملحق ساخت تا برادرش باشد. و بتواند بر شيعيان عراق مسلط سازد و آنها را به عذاب كشد. كودكان آنها را كشته و زنانشان را به اسارت برده ، همه را جستجو كند و آواره سازد. خانه هايشان را طعمه حريق سازد و اموالشان را مصادره كند واز هيچ ظلمى درباره ايشان ، مضايقه ننمايد، تا به معاويه در عملى ساختن شروط صلح امام حسن - عليه السّلام - ، يارى كند!!!
معاويه اعمال زشت خود را با مسموم ساختن امام حسن - عليه السّلام - تكميل كرد، تا بدينگونه راه را براى فرزند پليد، شرابخوار و هتّاكش ‍ يزيد هموار سازد. يزيدى كه آن فجايع را در مكه و مدينه و كربلا به راه انداخت . و هر روزى كه از عمر دولتش مى گذشت ، جنايتى مرتكب مى شد و با خدا و پيغمبر به مبارزه بر مى خاست . اعمال ناشايست و زننداى كه جا داشت از ارتكاب آن تكان بخورد، و زمين منفجر شود، و كوهها فرو ريزد(706) .

 

701- ر. ك : ترجمه آن به قلم آيت اللّه سيد على خامنه اى - مدّ ظلّه العالى - به نام ((صلح امام حسن ، پر شكوهترين نرمش قهرمانانه تاريخ )).

702- تاريخ طبرى ، ج 6، ص 93.

703- تاريخ ابن اثير، ج 3، ص 162.

704- الامامة والسياسة ، تأ ليف ابن قتيبه دينورى ، ص 200.

705- ر.ك : خطابه حضرت در كتاب صلح الحسن ،تأ ليف شيخ راضى آل ياسين وسپس گ گ مضامين بلند و اهداف پر ارزش آن را مورد امعان نظر قرار دهيد.

706- براى اطلاع بيشتر از جنايات معاويه نگاه كنيد به كتاب ارزشمند ((الغدير))، جلد11 و كتاب ((نصايح الكافية لمن يتولّى معاوية )) تأ ليف يكى از دانشمندان اهل تسنن ، كه معاويه را با اين جنايات و تبهكاريها، دايى مؤ منين مى دانند! (مترجم ).