81 - اعتراض به شكايت پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله -
مورّخان و محدّثان با سلسله سند از عايشه روايت كرده اند كه گفت : پيغمبر از من به پدرم ابوبكر شكايت نمود.
من گفتم : يا رسول اللّه ! اعتدال را رعايت كن ! پدرم ابوبكر چنان سيلى به صورتم زد كه از بينى ام خون جارى شد و گفت : به پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - مى گويى : اعتدال را رعايت كند؟!
اين روايت را اصحاب مسانيد از عايشه نقل كرده اند. در كنز العمال ، صفحه 116، به شماره 1020 و احياء العلوم غزالى ، جلد دوم ، صفحه 35. و همچنين در كتاب ((مكاشفة القلوب )) باب 94، صفحه 238 آمده است .

 82 - گستاخى عايشه نسبت به پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله -
روزى عايشه از عزتى كه نزد پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - داشت افتاد و بى قرب شد. در آن حال به پيغمبر گفت : تو هستى كه گمان مى كنند پيغمبرى ؟!!!
اين روايت در كتاب آداب نكاح ، جلد دوم احياء العلوم غزالى ، صفحه 35، و در باب 94 كتاب ((مكاشفة القلوب )) صفحه 238 آمده است .