عباس بن عبدالمطلب عموى پيامبر اسلام (ص)، از علاقمندان امير مؤمنان (ع) بود و در زمان خود يكى از استوانه‏هاى يزرگ تشيع به شمار مى‏رفت.

فرزندان عباس، همه از رجال و شخصيت‏هاى بزرگ اسلام، و در تشيع و پيروى از مكتب امير مؤمنان (ع) ثابت قدم و استوار بودند. عباس داراى ده فرزند بود كه آخرين و كوچكترين آنان «تمام» بود و چون با تولد او تعداد فرزندان عباس به ده تن رسيد، گويا به همين جهت او را «تمام» ناميدند. همه فرزندان عباس، در دوران حيات پيامبر اسلام (ص) چشم به جهان گشودند و به افتخار ديدار آن حضرت نايل گشتند، ولى از ميان آنان، فقط سه تن يعنى «فضل»، «عبدالله»، «عبيدالله»

رواياتى از پيامبر اسلام (ص) شنيده و نقل كرده‏اند/

فرماندار مدينه

«تمام مردى دلير و شجاع بود و روى همين شجاعت و شهامتى كه داشت، اميررمؤمنان (ع) در زمان خلافت خود، پس از آنكه «سهل بن حنيف» را از فرماندارى مدينه بر كنار نموده به كوفه احضار فرمود، او را به فرماندارى مدينه منصوب كرد. مدتى عهده دار اين سمت بود، تا آنكه على (ع) او را بر كنار نموده «ابو ايوب انصارى» را به جاى وى منصوب فرمود.(1)

شك نيست كه انتصاب او از طرف امير مؤمنان (ع) به اين سمت، نشانه شايستگى و پاكدامنى و فضيلت او است، ولى مؤلف عاليقدر كتاب (قاموس الرجال) مى‏نويسد:

«منصوب شدن وى به حكومت مدينه، از طرف امير مؤمنان (ع) نمى‏تواند نشانه ارزش و شايستگى او باشد، زيرا برادر او «عبيدالله» در زمان خلافت امير مؤمنان (ع)، به فرماندارى «يمن» منصوب گرديد، ولى عاقبت بدى داشت، زيرا در زمان امام مجتبى (ع) اردوگاه جضرت مجتبى (ع) را ترك گفت و به معاريه پيوست. بنا بر اين رسيدن به منصبى از طرف امير مؤمنان (ع) به تنهائى نمى‏تواند ملاك خوبى كسى باشد، بلكه بايد ديد عاقبت او چگونه خواهد بود»(2)

ولى بايد توجه داشت كه هرگاه شخصى از جانب اميرمؤمنان (ع) به مقامى مانند فرماندارى مدينه منصوب گرديد، نشانه اين است كه در آن هنگام شخصى درستكار و مورد اطمينان على (ع) بوده است، البته اين موضوع دليل نمى‏شود كه حتماً تا آخر عمر به همين حالت باقى خواهد ماند، زيرا چه بسا افرادى كه در اوايل زندگى، افراد درستكار و پيرو حق بوده‏اند، تلى سر انجام از مسير حق منحرف شده و بدبخت گشته‏اند.

لكن تا زمانى كه بدفرجامى كسى (مانند عبيدالله بن عباس ) ثابت نشده، دليلى ندارد كه ما انتصاب او را از جانب امير مؤمنان (ع) كه امتياز بزرگى محسوب مى‏شود و بدون شايستگى به كسى و گذار نمى‏شد، ناديده گرفته نسبت به او بدبين باشيم بلكه تا خلافى از او ثابت نشده، بايد نسبت به او خوشبين باشيم.

بهداشت دندان از نظر اسلام

امروز بهداشت دهان و دندان براى حفظ سلامت بدن انسان، يك مسئله روشن و غير قابل انكار است و همه مى‏دانيم كه عدم رعايت نظافت و اصول بهداشت دهان و دندان، موجب بروز بيمارى‏هاى گوناگون مى‏گردد.

به گواهى متون اسلامى پيامبر اسلام (ص) و پيشوايان بزرگ دينى. در باره بهداشت دندان بسيار تا كيد مى‏فرمودند. خود آن حضرت هر روز چند بار دندان‏هاى خود را مسواك مى‏كرد، حتى هنگامى كه در بستر بيمارى افتاده بود، در واپسين دقايق عمر خود، مسواك خواست و دندان‏هاى خود را مسواك نمود.

از روايات با ارزشى كه «تمام بن العباس» از پيامبر اسلام (ص) نقل نموده و دراى مسلمانان در س خوبى در زندگى است، گفتار زير است كه حضرت فرمود:

«هر گز با دندان‏هاى زرد و نشسته، در مجلس من حاضر نشويد و از مسواك كردن و پاكيزه نگهداشتن دندان‏هاى خود كوتاهى نكنيد».(3)

اينها گوشه‏اى از زندگانى پاك و افتخارآميز تمام بود، ولى متأسفانه مدت عمر و تاريخ در گذشت او كاملا روشن نيست.


1- «الاستيعاب» جلد 1 صفحه 188 - «الاصابه» جلد 1 صفحه 188.
2- «قاموى الرجال» جلد 2 صفحه 254.
3- لاتذخلواعلى قلحاً، استاكوا- «الاستيعاب» جلد 1 صفحه 118 (در حاشيه الاصابه ) /