نقد کلام ابن ابي الحديد درباره وصی
نقد کلام ابن ابي الحديد
ابن ابي الحديد در توجيه احاديث «وصايت» از حيث معنا ميگويد: «... مقصود ما از وصايت و وصيّت، نصّ و خلافت نيست، لکن اموري است که اگر آشکار شود اشرف و اجلّ است...».[1] .
پاسخ:
1 - ايشان کلمه «وصيّت» را از معناي اصلي آن بدون هيچ بيّنه و سببي خارج کرده است. البته اين کار، روش هميشگي او و اصحابش در توجيه روايات اهل بيتعليهم السلام ميباشد.
2 - ايشان در لفظي که مطلق است ادّعاي تقييد ميکند، و لذا بايد بر اين ادّعاي خود شاهدي اقامه کند که وجود ندارد.
3 - وصيّت بدون نصّ از جانب موصي بر وصيّ به طور يقين تحقّق نمييابد. حال اگر ابن ابي الحديد اصل وصايت حضرت عليعليه السلام را قبول دارد، چگونه ادّعا ميکند که مقصود ما از وصيّت، نصّ نيست.
4 - مسلمانان همگي اين مطلب را به خوبي ميدانند که پيامبر اکرمصلي الله عليه وآله نه اموال زيادي را به جا گذاشت و نه اولاد صغاري را که احتياج به وصيّت به آنها داشته باشد تا بر وصايت خود وصيّ معيّن کند.
آري، او از آنجا که پدر امّت است، احتياج دارد که شخصي را که همانند او دلسوز اين امّت است به عنوان وصيّ براي اين امت معيّن کند، تا قيام به وظايف او در ميان آنان نمايد.
5 - با مراجعه به کلمات روايات «وصايت» پي به مورد وصايت که همان امامت و رهبري امت است خواهيم برد؛ زيرا در برخي از روايات، پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «براي من نبوت و براي علي وصايت است». و نيز در حق عليعليه السلام فرمود: «او خاتم اوصيا است». اين تعبيرات با معناي خلافت و امارت سازگاري دارد.
[1] شرح ابن ابي الحديد، ج 1، ص 140.