پاسخ به شبهات

اهل سنّت، خصوصاً ابن تيميه از آنجا که دلالت آيه را بر مقام و منزلت اهل بيت‏عليهم السلام قوي ديده‏اند، لذا درصدد تضعيف آن از هر راه برآمده‏اند، اينک به برخي از ايرادات واهي آنان اشاره مي‏کنيم.

 >سوره شوري مکي است

>چرا «للقربي» گفته نشد؟

>پيامبر درخواست نمي‏کند


سوره شوري مکي است

برخي مي‏گويند: تفسير آيه به مودّت اهل بيت و عترت پيامبر با غفلت از يک نقطه مهمّ است و آن اين‏که اين آيه در سوره شوري است که مکّي مي‏باشد، و در آن زمان هنوز حسنين و فاطمه نبوده‏اند. حال چگونه اين آيه به عترت پيامبر تفسير شده و آن را به جماعتي خاص که همان علي و فاطمه و حسن و حسينند تخصيص داده شده است، با آن‏که اکثر آن‏ها هنگام نزول آيه وجود نداشته‏اند.

ابن تيميه در اين باره مي‏گويد:

 «سوره شوري بدون شک مکّي است و قبل از ازدواج علي با فاطمه نازل شده است و لذا قبل از ولادت حسن و حسين نازل شده است.» [1] .

پاسخ:

 اوّلاً: براي تشخيص اين‏که آيه‏اي مکّي يا مدني است، از دو راه مي‏توان بررسي کرد:

الف) ملاحظه مضمون آيه، به اين نحو که بگوييم: هر آيه‏اي که درباره توحيد و معارف عقلي و انتقاد از بت پرستي و دعوت به ايمان به خدا و روز رستاخيز و جريان‏هاي امت‏هاي پيشين و مشابه اين امور است، در غالب موارد مکّي به حساب مي‏آيد؛ زيرا در آن عصر تنها مسائلي که احتياج به ذکر آن‏ها بود، همين قبيل مسائل است. ولي آياتي که مربوط به شؤون نظام اسلامي و جهاد و مناظرات با يهود و نصارا و احکام شرعي و نظام اجتماعي بوده، غالباً مدني به حساب مي‏آمده است. در مورد آيه «مودّت» با مراجعه به مضمون آن پي خواهيم برد که با نزول در مدينه تناسب دارد.

ب) رجوع به نصوصي که در مورد آيه از طرف علما وارد شده است. و در مورد سوره‏شوري مشاهده‏مي‏کنيم که مفسّران مي‏گويند: سوره‏شوري مکّي‏است بجز چهار آيه از آن، که اوّل آن‏ها آيه (قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبي)است.

قرطبي مي‏گويد: سوره شوري بنا بر قول حسن و عکرمه و عطاء و جابر مکّي است. و ابن عباس و قتاده گفته‏اند: به جز چهار آيه آن‏که در مدينه نازل شده است که يکي از آن‏ها (قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ...) مي‏باشد. [2] .

ابوحيان از ابن عباس نقل مي‏کند که سوره شوري مکّي است به جز چهار آيه آن از (قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَيْهِ أَجْراً...) تا آخر چهار آيه، که در مدينه نازل شده است. [3] .

شوکاني [4]  و آلوسي [5]  و... نيز همين مطلب را نقل کرده‏اند.

اين نکته قابل توجه است که بدانيم قرآن کريم به اتفاق دانشمندان بر حسب ترتيب نزول جمع‏آوري نشده است، و لذا اغلب سوره‏هاي مکّي از آيات مدني خالي نبوده و نيز اکثر سوره‏هاي مدني از آيات مکّي خالي نيست. و اگر سوره‏اي را مکّي يا مدني مي‏نامند تابع اين است که اغلب آن سوره داراي چه نوع آيه‏اي و در کجا نازل شده است. براي روشن شدن موضوع به نمونه‏هايي اشاره مي‏کنيم:

الف) سوره عنکبوت مکّي است مگر ده آيه از اوّلش که مدني است. [6] .

ب) سوره کهف مکّي است مگر هفت آيه از اوّلش که مدني است. [7] .

ج) سوره مريم مکّي است الّا آيه سجده و(وَإِنْ مِنْکُمْ إِلّا وارِدُها). [8] .

د) سوره حجّ مکّي است مگر آيه (وَمِنَ النّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلي حَرْفٍ). [9] .

ثانياً: بر فرض که آيه «مودّت» مکّي باشد ولي اين مستلزم آن نيست که مودّت محصور بر خويشاوندان موجود گردد، بلکه شامل کساني نيز مي‏گردد که بعد از نزول آيه متولّد مي‏شوند و داراي شرايط موجودين هستند. يعني آيه شامل هر شخص معصوم از امامان اهل بيت عترت و طهارت‏عليهم السلام مي‏شود.

نظير اين آيه، آيه وصايت است. خداوند تعالي مي‏فرمايد (يُوصِيکُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِکُمْ) که شامل هم اولاد موجود در زمان نزول آيه مي‏شود و هم اولادي که بعداً متولّد مي‏شوند.

[1] منهاج السنة، ج 4، ص 27 - 25.

[2] تفسير قرطبي، ج 16، ص 1.

[3] البحر المحيط، ج 7، ص 507.

[4] فتح القدير، ج 4، ص 524.

[5] روح المعاني، ج 25، ص 10.

[6] جامع البيان، ج 20، ص 86.

[7] تفسير قرطبي، ج 10، ص 346.

[8] اتقان سيوطي ج 1 ص 16.

[9] تفسير قرطبي، ج 12، ص 1.


چرا «للقربي» گفته نشد؟

ابن تيميه در ادامه اشکال سابق خود مي‏گويد: «دليل اين مطلب اين است که خداوند نفرمود: الّا المودة لذوي القربي، بلکه فرمود: (إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبي)، و اگر مقصود خداوند خويشاوندان پيامبرصلي الله عليه وآله بود. بايد للقربي يا لذوي القربي مي‏گفت، همان‏گونه که در آيه خمس فرمود: (وَاعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ للَّهِِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبي). [1] .

پاسخ:

 با مراجعه به کتب تفسير پي خواهيم برد که مفسّران درصدد پاسخ از اين سؤال برآمده و جواب آن را داده‏اند.

زمخشري مي‏گويد: «اگر گفته شود: چرا گفته نشد: الّا مودة القربي، يا گفته نشد: الّا المودة للقربي؟ و به طور کلّي (إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبي) معنايش چيست؟ در جواب مي‏گوييم: در اين آيه، اهل بيت، محلّ و مکان مودّت و مقرّ آن قرار گرفته‏اند. به عنوان مثال، عرب مي‏گويد: «لي في آل فلانٍ مودّة»، براي من در آل فلان مودّت است. مقصود آن است که من آنان را دوست دارم و آنان مکان و محلّ حبّ من هستند. در مورد آيه (فِي) متعلّق به مودّت نيست، بلکه متعلّق به محذوف است مثل اين‏که مي‏گوييم: «مال در کيسه است.» و تقدير آن اين چنين است: «الّا المودة ثابتة في القربي» مگر مودّتي که در خويشاوندان رسول ثابت است.» [2] .

همين تفسير نيز از فخررازي [3]  و ابوحيان [4]  و نيشابوري [5]  و ابوالسعود [6]  رسيده است.

[1] منهاج السنة، ج 4، ص 27 - 25.

[2] کشاف، زمخشري، ج 4، ص 219 و 220.

[3] التفسير الکبير، ج 27، ص 167.

[4] البحر المحيط، ج 7، ص 516.

[5] تفسير نيشابوري در حاشيه تفسير طبري، ج 25، ص 33.

[6] تفسير ابوالسعود، ج 8، ص 30.


پيامبر درخواست نمي‏کند

ابن تيميه در ادامه مي‏گويد: «پيامبرصلي الله عليه وآله هرگز درخواست اجري نمي‏کند؛ زيرا تنها اجر و مزد او بر خداوند است. آري بر مسلمانان است که به ادله ديگر او را دوست بدارند، ولي موالات و دوستي ما نسبت به اهل بيت پيامبرعليهم السلام هيچ‏گاه مزد و اجر پيامبر به حساب نمي‏آيد.» [1] .

پاسخ: در مورد مسأله اجر و مزد رسالت پيامبرصلي الله عليه وآله چهار نوع آيه وجود دارد:

1 - آياتي که اجر و مزد پيامبرصلي الله عليه وآله را بر خداوند مي‏داند؛

خداوند متعال از قول حضرت نوح‏عليه السلام مي‏فرمايد: (إِنِّي لَکُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ، فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ، وَما أَسْئَلُکُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلّا عَلي رَبِّ الْعالَمِينَ)؛ [2]  «مسلّماً من براي شما پيامبري امين هستم. تقواي الهي پيشه کنيد و مرا اطاعت نماييد. من براي اين [دعوت] هيچ‏مزدي از شما نمي‏طلبم، اجر من تنها برپروردگار عالميان است.»

و از زبان حضرت هودعليه السلام مي‏فرمايد: (يا قَوْمِ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ أَجْرِيَ إِلّا عَلَي الَّذي فَطَرَنِي أَ فَلا تَعْقِلُونَ)؛ [3]  «اي قوم من! من از شما براي اين [رسالت] پاداشي نمي‏طلبم، پاداش من تنها بر کسي است که مرا آفريده است، آيا نمي‏فهميد؟»

از زبان حضرت صالح نيز همين تعبير نقل شده است. [4] .

2 - از برخي آيات استفاده مي‏شود که بازگشت مزد نيز به خود مردم است. خداوند متعال خطاب به پيامبرش کرده، مي‏فرمايد: (قُلْ ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ)؛ [5]  «بگو: هر اجر و پاداشي از شما خواسته‏ام براي خود شما است.»

3 - نوع سوّم آيه‏اي است که در آن خداوند اجر و مزد رسالت پيامبر را «راهي به سوي خدا قرار دادن» معرّفي کرده است. مي‏فرمايد: (قُلْ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلّا مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلي رَبِّهِ سَبِيلاً)؛ [6]  «بگو: من در برابر آن [ابلاغ آيين خدا] هيچ گونه پاداشي از شما نمي‏طلبم، مگر کسي که بخواهد راهي به سوي پروردگارش برگزيند [اين پاداش من است].»

در اين آيه اجر و پاداشي که استثنا شده، عمل مسلمانان است؛ يعني انتخاب راه به سوي خداوند. گرچه در اين آيه مستثنا ذات است ولي مقصود به آن مشيّت و خواست اوست.

4 - نوع چهارم نيز همين آيه مورد بحث؛ يعني آيه مودّت است که در آن سخن از اجر و مزد رسالت پيامبرصلي الله عليه وآله به ميان آمده و آن را «مودّت في القربي» دانسته است.

با تأمّلي در اين سه دسته آيه به اين نتيجه مي‏رسيم که حکم اوّلي در رسالت انبيا آن است که از مردم بابت رسالت و دعوت خود، نفع و بهره و مزدي نخواهند، بلکه اجر و مزد خود را تنها از خدا بخواهند.

و اگر در آيه «مودّت» به اجر و مزد اشاره شده، اين در واقع درخواست چيزي است که نفعش به خود مردم باز مي‏گردد. لذا فرمود: بگو: هر چيزي را که به عنوان اجر و مزد از شما خواستم، نفعش به خود شما باز مي‏گردد.

حال چگونه نفع مودّت خويشاوندان پيامبرصلي الله عليه وآله به خود مردم باز مي‏گردد، از دو راه مي‏توان آن را اثبات نمود:

الف) از آنجا که اهل بيت پيامبرصلي الله عليه وآله به حکم آيات و روايات ديگر، از خطا و اشتباه معصومند، لذا مودّت و ارتباط با آن‏ها، انسان را از سرچشمه زلال معارف آنان بهره‏مند مي‏سازد و در نتيجه به حقّ و حقيقت و سنّت واقعي پيامبرصلي الله عليه وآله رسيده، از معارف والاي قرآن کريم بهره‏مند مي‏شود.

ب) محبّت و مودّت، نيروي مرموز دروني است که انسان را به سوي محبوب مي‏کشاند و لذا درصدد برمي‏آيد که به او اقتدا کرده، او را الگوي خود قرار دهد. اهل بيت عصمت و طهارت‏عليهم السلام از آنجا که مظهر همه خوبي‏هايند لذا مودّت آنان انسان را به خوبي‏ها و عمل به آن جذب مي‏کند، پس نفع مودّت خويشان پيامبرصلي الله عليه وآله به خود انسان باز مي‏گردد.

و امّا اين‏که مراد از آيه (مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلي رَبِّهِ سَبِيلاً)چيست؟ در جواب مي‏گوييم: مراد از آن، همان مستثناء در آيه 23 سوره شوري است؛ يعني مودّت خويشان رسول‏صلي الله عليه وآله؛ زيرا همان‏گونه که قبلاً اشاره شد، مودّت و محبّت حقيقي جداي از اطاعت و متابعت نيست، و اطاعت از آن‏ها همان عمل به دستوراتي است که انسان را در راه مستقيم قرار داده، و به سوي خدا مي‏رساند. نتيجه اين‏که مودّت خويشان پيامبرصلي الله عليه وآله در حقيقت همان برگرفتن راه براي رسيدن به خداوند است. به همين خاطر است که پيامبر اکرم‏صلي الله عليه وآله در حديث ثقلين و سفينه و امان و ديگر احاديث، امر به تمسّک به عترت خود نموده است.

[1] منهاج السنة، ج 4، ص 27 - 25.

[2] سوره شعراء، آيه 107و109.

[3] سوره هود، آيه 51.

[4] سوره شعراء، آيه 145 - 143.

[5] سوره سبأ، آيه 47.

[6] سوره فرقان، آيه 57.